تبليغاتX
خدا باتوست،تو باخداباش





















خدا باتوست،تو باخداباش

ناصر دانلود کن

+نوشته شده در 88/08/13ساعت11:12توسط رضا | |

اگر انسانها بتوانند از اطرافیان خود و دیگرانی که با آنها در روابط اجتماعی شان در تماسند شناختی کامل تر داشته باشند، بی تردید خواهند توانست با آنان رابطه ای سالم تر، کم برخوردتر یا بی برخوردتر، سنجیده تر و ماندگارتر داشته باشند. رابطه ای بدون برد و باخت، بدون آزردن و آزرده شدن، بدون آسیب دیدن و آسیب زدن. چه بسا انسان هایی که اگر آنان را در دیدارهای نخست بشناسیم هرگز آنها را به عنوان دوست، همکار یا همسر انتخاب نمی کنیم و اگر بتوانیم هزاران سال نوری از آنان فاصله می گیریم تا به لحاظ اجتماعی و از همه مهمتر عاطفی لطمه ای نخوریم. چه بسا انسان هایی که ناگزیر از تداوم ارتباطمان با آنان هستیم و اگر آنها را بهتر بشناسیم می توانیم در ساعت های حضور در کنارشان رابطه بهتری با آنان برقرار کنیم مانند نزدیکان، خویشاوندان یا همکاران در یک محیط کاری.
مسئله شناخت زمانی نگران کننده می شود که به فکر بزرگترین سرمایه گذاری عاطفی زندگیمان می افتیم. اندیشه یافتن همدم و همراهی همیشگی. برای شناخت هر انسان از چند طریق می توان اقدام کرد. اگرچه شناخت کامل از مجموع این راهها به دست می آید اما معمولا نمی توان به تمامی آنها اقدام کرد. راههای اصلی برای شناخت انسان عبارتند از: 1 – شناسایی بر مبنای خصوصیات ظاهری جسم (مورفولوژی) که مشتمل بر شناسایی چهره و اندام است 2 – شناسایی از طریق فیزیولوژی و شاخه های علم زیست شناسی مانند گروه های خونی 3 – شناسایی بر مبنای روان شناسی ویژگی های رفتاری و خلق و خو، شخصیت و ویژگی های کلامی 4 – شناسایی بر مبنای آثار انسانی از قبیل خط شناسی، امضا شناسی و بررسی نقاشی و طراحی.
بسیار مهم است که تشخیص دهیم فردی که با او صحبت می کنیم آیا از نظر روانی سالم است یا بیمار. این کار با بررسی جنبه هایی از تکلم و رفتارهای طرف مقابل انجام می گیرد. اگر شخص احساس کند که مصاحبه کننده از ویژگی هایی چون خلوص و قدرت حل مشکلات او برخوردار است و حالتی دوستانه و غیرسلطه جویانه دارد، رابطه اطمینان بخش ایجاد می شود.
توانایی ایجاد رابطه خوب با فرد دیگر چیزی است که به دست آوردن آن به زمان زیادی نیاز دارد اما این کار با افزایش تجربه و اعتماد آسان تر می گردد. برخورد افراد با وقت، بخش مهمی از شخصیت آنان را نشان می دهد. اگر با کسی قرار ملاقات دارید و او چند دقیقه زودتر از موعد در محل حضور یابد طبیعی است. اما فردی که مضطرب باشد، ممکن است حتی نیم ساعت زودتر در محل حاضر شود ولی معمولا افراد وسواسی دقیقا راس دقیقه وثانیه خود را به محل ملاقات می رسانند و فردی که در حضور به موقع خیلی تاخیر می کند نیز می تواند دارای اشکال باشد. انسان سالم در برخورد با دیگران می داند و باید بداند که هر فرد برحسب موقعیت و جایگاهی که دارد به میزانی مشخص و محدود می تواند مورد اعتماد واقع شود و همان گونه که اعتماد بیش از حد و غیرضروری به افراد می تواند مشکل آفرین باشد بدبینی و بی اعتمادی به دیگران نیز می تواند زندگی را فلج کند و آدمی را تحت فشارهای روانی قرار دهد. آنان که در زندگی و دادوستدهای عاطفی شان تنها به دنبال منافع خویش اند و همواره ترازویی در پیش رویشان قرار داده اند که مبادا بیش از آنچه از دیگران دریافت می دارند به آنها ببخشایند، غافلند که اگر پروردگار عالمیان می خواست با میزان اعمال و گفتار و نیات انسانها به آنان لطف کند و آنان را مورد عنایت خود قرار دهد شاید هیچ یک از ما بندگان سزاوار موهبت ها و نعمت ها و گره گشایی های آن بی همتای مهربان نبودیم. بعضی از افراد دارای شخصیت درونگرا هستند. ظاهری خونسرد و آرام دارند و نوعی عدم تعلق خاطر در آنان به چشم می خورد. این اشخاص عموما خود را کنترل می کنند و افکار و احساسات خود را ابراز نمی دارند و اگر قرار باشند این تیپ شخصیتی با تیپ برونگرا و گرم و اجتماعی رابطه دوستی و همکاری برقرار کند دچار مشکلات فراوانی می شود و آن دو از این همراهی با هم رنج می بینند. دمدمی مزاج بودن در دوست داشتن دیگران یک نوع بازی است که منبع عدم ایمنی در فرد است. افرادی که به این بازی تن در می دهند هرگز برای یک احساس عمیق و پابرجا تربیت نشده اند. ایجاد روابط عمیق در انسانها می تواند امنیت خاطر به همراه بیاورد و با شناسایی بیشتر از خویش و اطمینان فراوان تر به خود می توان این حس امنیت را در درون خود وسعت بخشید. در مورد پرش افکار هرچه به میدان دید فرد وارد شود توجهش را جلب نموده و فکرش را اشغال می کند و مسیر اندیشه اش را عوض می کند. پرش فکر از موضوعی به موضوع دیگر چنان سریع است که درک هرگونه معنا و مفهوم کلی از صحبت های او بسیار مشکل است. به دلیل آن که در ملاقات اول یک سری اطلاعات لازم برای ما فراهم می شود بهتر است بین دیدار اول و دوم چند روزی فاصله باشد. مهمترین تکنیک در گفتگو برای شناسایی افراد آن است که بگذارید او هرطور که مایل است و به هر ترتیب که خود مهم تلقی می کند داستان زندگیش را شرح دهد. گاهی افراد هنگام بیان مطالبشان مقاومت می کنند. مقاومت به هرگونه رفتار طرف مقابل که گفتگو را محدود کند گفته می شود. الگوی مقاومت می تواند به صورت سکوت، پرحرفی، توجیه عقلانی یا انتقال ذهنی با یکی از مراحل زندگی باشد. یک روش مفید دیگر برای آشنا سازی طرف مقابل با هیجان های خود این است که وقتی اظهارات کلی در مورد زندگیش بیان می کند از او بخواهید نمونه هایی در این زمینه بیان کند. با این کار او ناگزیر است روی آن خاطره تمرکز یا مجددا در ذهن خویش زنده کند و او هنگام زنده شدن خاطرات ناراحتی برانگیز خود عواطف همراه با آنها را نیز نشان دهد یا بخواهد هیجان های خودش را کنترل کند. اشخاص لوده کسانی هستند که فکر می کنند با دلقک بازی می توانند توجه دیگران را به خود جلب کنند. اینها نقشی را برگزیده اند تا در پناه آن در اجتماع مشکلات خود را با فرار از واقعیت ها فراموش کنند و توجهی را که همواره می طلبیده اند و شاید از کودکی تشنه آن بوده اند و به دست نیاورده اند این گونه به دست آورند. اصولا برای بعضی ها مسخرگی نوعی راه فرار در مواجه با مسائل جدی روزگار است.
حال ویژگی هایی چند از افراد پرخاشگر. در حالت استراحت، ابروهای گره کرده، شصت های درهم فرورفته و آرواره های فشرده در حال کار و فعالیت، زنجیرگسیخته و فریادکشان و متظاهرند، همه افراد را مسخره می کنند و دست می اندازند و همیشه جواب آماده در آستین دارند. همیشه اوقات چهره ای گرفته و پر از باد نخوت دارند و در برابر هر موقعیت تازه ای لحظه ای دست از تهاجم می کشند و به بررسی اوضاع پیرامونی می پردازند.
در این کتاب با سرفصل هایی چون: شناسایی خلق و خو و شخصیت برمبنای ویژگی های کلامی، قیافه شناسی، خط شناسی، نقاشی و طراحی ها و... آشنا خواهیم شد.

+نوشته شده در 88/07/25ساعت10:43توسط رضا | |

دنیا کوچکتر از آن است که گمشده‌ای را در آن یافته باشی 
هیچ‌کس اینجا گم نمی‌شود 
آدم‌ها به همان خونسردی که آمده‌اند 
چمدانشان را می‌بندند و ناپدید می‌شوند 
یکی در مه 
یکی در غبار 
یکی در باران 
یکی در باد 
و بی‌رحم‌ترین‌شان در برف 
آنچه بر جا می‌ماند 
رد پایی‌ست و خاطره‌ای که هر از گاه 
پس میزند مثل نسیم 
پرده‌های اتاقت را!

+نوشته شده در 88/07/12ساعت10:41توسط رضا | |

روزی موسیلینی دیکتاتورایتالیایی درجریان جنگ دوم جهانی به طورناشناخته به سینمایی می رودوبه محض آن که روی صندلی می نشیند، تصویردرحال سخنرانی خودش برپرده ظاهرمی شود. همه بلند می شوند ومی ایستند اما موسیلینی همانطورسرجایش می نشیند. درهمان هنگام زن مسنی به طرف موسیلینی میرود وآهسته درگوشش می گوید: خوش به حالت، ماهم احساس توراداریم اما شهامت ابرازش رانداریم!!

+نوشته شده در 88/07/11ساعت15:15توسط رضا | |

 ترسم از مرگ نیست

ترسم از آن نیست که قلبم تنها بمیرد

ترسم از آن است که قلبت تنها بمیرد...

+نوشته شده در 88/07/11ساعت9:55توسط رضا | |

http://118ba118.com/pictures/LushWindingRoad,OP.jpg

http://m-emdadi.persiangig.com/image/babolsar_09.jpg

http://myup.ir/files/lx60yelzqn6io5z6c27c.jpg

http://www.jovial.on.ca/vica/Misc/Road.jpg

http://www.stormeffects.com/images/Rainy%20Day%20Bridge.jpg

http://www.euphoria-magazine.com/images/stories/photography/every-road-leads-you-somewhere/road01.jpg

http://night-skin.com/gn/albums/userpics/10001/10341221682975_h.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/10_jaddeh_margbar/a432_Stelvio.jpg

http://www.euphoria-magazine.com/images/stories/photography/every-road-leads-you-somewhere/road08.jpg

+نوشته شده در 88/07/07ساعت12:49توسط رضا | |

ماچون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

امید زهر کس که بریدیم بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه بامی که پریدیم پریدیم

رم دادن این صید از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم

+نوشته شده در 88/07/06ساعت19:13توسط رضا | |

شاید آن روز که سهراب نوشت: (تا شقایق هست زندگی باید کرد) ...

خبری از دل پردرد گل یاس نداشت ...

باید اینطور نوشت:

هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس ...

زندگی اجباریست ...

زندگي اجباريست

اما نه ز سر جبر خدا

زندگي اجباريست مثل نوشيدن آب

كه اگر آب نبود

نه دگر من نه دگر تو

نه كه آن ماهي دريا

نه دگر هيچ نبود ...

زندگي را بايد

همچو يك تشنه اي در پي آب نوشيد

پاك و زلال ...

+نوشته شده در 88/07/02ساعت12:26توسط رضا | |

آخر گذشت
آن زمان کهنه ی دیدار
رفت آن ثانیه های پر هیاهو
شکست آن لحظه های زیبا
و تو ، چه ساده گذشتی از این همه احساس

+نوشته شده در 88/06/31ساعت9:17توسط رضا | |

 مردی صاحب همسر و کودکی هفت ساله بود.مرد به واسطه کار زیاد و رنج فراوان بسیار تندخو بود.

روزی کودک در خانه مشغول بازی بود در حین بازی گلدان کوچکی شکست .

مرد که تازه به خانه آمده بود از جای بلند شد بر سر کودک فریاد کشید و در آخر سیلی به گوش او نواخت.

کودک گریه نکرد..محکم بالحنی که از یک کودک هفت ساله بعید می نمود گفت: قول می دهم وقتی بابا شدم هرگز پسرم را به خاطر بک گلدان نزنم اصلا هیچ وقت او را نزنم.مرد لرزید...و هم در کودکی چنین قولی به خود داده بود...

+نوشته شده در 88/06/30ساعت21:17توسط پیمان | |

شادی را علت باش نه شریک غم را شریک باش نه دلیل

+نوشته شده در 88/06/30ساعت21:14توسط پیمان | |

وقتی که دیگر نبود 

من به بودنش نیازمند شدم. 

وقتی که دیگر رفت 

من به انتظار امدنش نشستم. 

وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد 

من او را دوست داشتم. 

وقتی که او تمام کرد 

من شروع کردم. 

وقتی او تمام شد 

من اغاز شدم. 

و چه سخت است تنها متولد شدن 

مثل تنها زندگی کردن است 

مثل تنها مردن!

+نوشته شده در 88/06/30ساعت21:13توسط پیمان | |

یا رب به خدائی خدائیت

وانگه به کمال پادشائیت

کز عشق به غایتی رسانم

کو ماند گرچه من نمانم

از چشمه عشق ده مرا نور

و این سرمه مکن از چشم من دور

گرچه ز شراب عشق مستم

عاشق تر ازین کنم که هستم

گویند که خو ز عشق واکن

لیلی طلبی ز دل رها کن

با رب تو مرا به روی لیلی

هر لحظه بده زیاده میلی

از عمر من آنچه هست بر جای

بستان و به عمر لیلی افزای

+نوشته شده در 88/06/30ساعت21:6توسط پیمان | |

تو چشمتون چه قصه هاست

نگاهتون چه آشناست

اگه بپرسین از دلم

میگم گرفتار شماست

نگاهتون پیش منه

حواستون جای دیگه است

خیالتون اینجا که نیست

پیش یه رسوای دیگه است

نفس نفس تو سینه ام

عطر نفس های شماست

اگر که قابل بدونین

خونه دل جای شماست

می میرم از حسادت

دلی که دلدار شماست

کاش میدونستم اون کیه

که این روزا یار شماست

خوشا به حال اون کسی

که توی رویای شماست

شما گناهی ندارین

این روزگار بی وفاست

تو خلوت شبونه ام

خالی فقط جای شماست

تو جام می تموم شب

نقش تو چشمای شماست

+نوشته شده در 88/06/27ساعت10:32توسط رضا | |

تا خدا بنده نواز است 
به خلقم چه نیاز
می کشم ناز یکی 
تا به همه نازکنم

+نوشته شده در 88/06/26ساعت15:41توسط پیمان | |

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا

بی وفا حالا كه من افتاده‌‏ام از پا چرا

نوشدارويی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل، اين زودتر می‌‏خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نيست

من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به عشق تو جوانی داده ایم

ديگر اكنون با جوانان نازكن باما چرا

اي شب هجران كه يكدم در تو چشم من نخفت

اين قدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي‌‏كند

در شگفتم من نمي‌‏پاشد زهم دنيا چرا

در خزان هجر گل‌، اي بلبل طبع حزين

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهريارا بی‌‏حبيب خود نمی‌‏كردی سفر

اين سفر راه قيامت می روی تنها چرا

 

+نوشته شده در 88/06/26ساعت15:39توسط پیمان | |

برتر نیستیم ... برترمان می کنند ... و وقتی باور کردیم ... بال هایمان را می شکنند

+نوشته شده در 88/06/26ساعت15:36توسط پیمان | |

 داش آتانلار بیلمه دیلر                          سنگ اندازان ندانستند که

پارچالانمیش آینادا                              در آینه شکسته

بیر آیدان مین آی چیخار                        یک ماه هزار ماه می شود    
  
بیر گونشدن مین گونش                         یک خورشید هزار خورشید    
                   
بیر اولدوزدان مین اولدوز                      یک ستاره هزار ستاره   

پارچالاندیق آینا کیمی                            تکه تکه شدیم چون آینه
 

چوخالاریق٫ چوخالداریق ایشیغی              فراوان می شویم و فراوان می سازیم روشنایی!

..........................................................................................................

گوندوز گونه عادتی وار٫                         روز به آفتاب عادت دارد٫    

گئجه اولدوزلارا٫ آیا                               شب به ستارگان و ماه          
بوداقلار باهارا                                     شاخساران به بهار٫    

میوه لر یایا                                          میوه هابه تابستان                       

گمیلر دنیزه٫ بالیقلار چایا                         کشتیها به دریا٫ ماهیها به رود  
پنجره لر آچیلماغا٫ بیر آز تازا هاوایا           پنجره ها به باز شدن٫ به کمی هوای تازه
 آچیق یئلکن عادتی وار یئللره                      بادبان گشوده به بادها عادت دارد                               
آراز دلی سئللره  آینا گوزه للییه٫                  ارس به سیلهای دیوانه آینه به زیبایی  

داراق تئللره                                             شانه به گیسو!
غریب آدام عادتی وار وطنه                          انسان غریب به وطن عادت دارد
 داغلار دومانا٫ چنه! آیریلیق گونلری منه         کوهها به مه  روزها به جدایی من

 

 من سنه!                                                  من به تو!

...............................................................................................................

+نوشته شده در 88/06/26ساعت15:35توسط پیمان | |

برای نابینا شیشه 

و الماس یکی است............

اگر کسی ارزشت را ندانست

تو شیشه نیستی او نابیناست....................

+نوشته شده در 88/06/24ساعت15:11توسط رضا | |

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم،

گر که در خود شکستیم صدایی نکنیم ،

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست،گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم،

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم، وقت پرپر شدنش ساز ونوایی نکنیم ،

یادمان باشد اگه خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هربی سر وپایی نکنیم .

+نوشته شده در 88/06/24ساعت14:54توسط رضا | |

کاکتوس چیست؟

کاکتوس که نام علمی آن Cactaceae است ، گیاهای گوشتی ، فاقد برگ و داراي خارهاي بزرگ، ساقه‌هاي قطور و دارای شکل ظاهری بسیار متفاوت با گلهای کاسه گلی می باشد. این گیاهان بومی آمریکای جنوبی بوده و تا کنون بیش از ۲۲هزار گونه از آنها شناسایی شده اند و به سه زیرخانواده تقسیم می شوند.به طور کلی به هر گياهي از خانواده گياهان آبدار کاکتاسيا اطلاق مي شود که به سبزي و گوشت دار بودن ساقه هايشان که نقش برگ را ايفا مي کنند، تيغ هاي رنگارنگ، اشکال و حالات متنوع رشد و ... معروف هستند.

کاکتوس طی طوفانهای ناگهانی یا در موقع که باران میبارد مانند اسفنج رطوبت آب ذخیره کرده و آب ذخیره شده را طی ماه‌های خشکسالی و آن مواقعی که هوا خشک است به مصرف می‌‌رساند بیشتر کاکتوسها ریشه‌های عمیقی داشته و ساقه شبکه مانندی دارند که به‌عنوان منبع ذخیره آب عمل می‌کنند ساقه کاکتوس توسط تیغ‌هایی محافظت می‌‌شود. کاکتوسها برگهای خیلی کوچکی داشته و یا اصلاً برگ ندارند.

چون کاکتوس خود آب دارد، برای حیواناتی که در بیابان زندگی میکنند قابل استفاده است. اکثر کاکتوس ها خار دارند ولی لوتربوربانک دانشمند امریکایی توانسته است کاکتوس بی خار نیز پرورش بدهد.

اين گياه در اندازه هاي مختلف ديده مي شود، از کاکتوس هاي کروي شکل کوچک گرفته تا کاکتوس هاي عظيمي که به درخت شبيهند. خصوصياتي همچون کوچکي سطح برگ ها، بزرگ و گوشتي بودن ساقه هايي که قادرند آب را به راحتي در خود ذخيره کنند و در نهايت ريشه هاي محکم و گسترده آن ها سبب شده براي نواحي اي که داراي فصل گرم و خشک طولاني تري هستند، مناسب باشند.

کاکتوس ها گیاهانی گوشتی هستند که با محیط خشک بیابانی و کویری کاملا سازش یافته‌اند. در ساختار و بافتهای درونی ، اندامهای هوایی بویژه در ساقه ، سازمانی کامل برای ذخیره آب در سلولهای درشت خود دارند. ساقه متورم ، گوشتی آبدار این گیاهان فاقد برگ است و به جای آن خارهایی هستند که ظاهرا منشا برگی دارند.

 

گل و میوه کاکتوس:

گلهاي گياه کاکتوس که معمولا اندازه بزرگي دارند و به رنگ هاي زرد، سفيد، قرمز و ارغواني سايه دارمي باشند، بسيار ظريف و حساس هستند. گرده افشاني گونه هاي بسياري از اين گياه ها در طبيعت توسط خفاش ها صورت مي گيرد.

اکثريت کاکتوس ها براي مدت بسيار کوتاهي در بهار شکوفه مي دهند که در برخي مواقع اين زمان از چندين ساعت تجاوز نمي کند. شکوفه ها نسبت به نور بسيار حساس هستند و انواع مختلف کاکتوس ها در زمان مشخص و متفاوتي از روز مي شکفند.

يکي از معروفترين کاکتوس ها با نام اختصاري سلنيسروس (Selenicereus) يا سي گرنديفلورا (C. Grandiflora) نوعي است که در شب مي شکفد. شکوفه هاي معطر آن پس از غروب خورشيد باز مي شوند و دوام آنها تنها يک شب است. در بسياري از مکان هاي رويش اين گياه، از گل اين نوع کاکتوس براي تقدس بخشيدن به مراسم آييني و جشن هاي مختلف استفاده مي گردد.

بزرگترين گونه کاکتوس ها اپونتيا (Opuntia) نام دارد که انواع مختلف آن توسط ساقه ها که لوله اي شکل يا پهن هستند، قابل تمييز دادن است. شکوفه هاي چندين نوع از اين کاکتوس خوراکي است.

ميوه کاکتوس معمولا خوراکي است و شکوفه آن که ساگورا (saguaro) ناميده مي شود، به عنوان سمبل گل ايالت آريزونا شناخته شده است. امروزه میوه کاکتوس به عنوان میوه درجه اول در بعضی از کشورها مورد علاقه مردم است. کشور مراکش به عنوان یکی از بزرگترین صادرکننده این میوه است که مناطق وسیعی را در این کشور در بر گرفته است.

 

مکان کاکتوس ها:

كاكتوسها از جمله جذابترين و متنوعترين گياهان خانگي هستند. اكثر انواع كاكتوس حتي در دست يك صاحب تازه كار، به راحتي رشد ميكنند.

کاکتاسه‌ها معمولا گیاهان بیابانی و مخصوص مناطق کویری آمریکایی گرمسیری و بویژه مکزیک هستند. تیره کاکتاسه دارای 20 جنس و بیش از 1000 گونه است. کاکتوس ها گیاهان زیبائی هستند که در بیابانهای امریکا میروند .اين گياهان بومي آمريکا بوده و بيش از 2200 گونه از آن‌ها شناسايي شده‌اند اما امروزه در بسیاری از مناطق گرم و خشک جهان توسط مردم پراکنده شده. هر چند گياه کاکتوس براي آب و هواي صحرايي ساخته نشده، اما در قاره آمريکا در آب و هواي متغير - از نواحي گرمسيري گرفته تا کانادا - قابل مشاهده است.

کاکتوسها بومی ایران نیستند و برخی از آنها به عنوان زیستی وارد ایران شده‌اند. در بین آنها گونه Opuntia rulgaris از دیرباز وارد شده و به نامهای گل عقربی ، زبان مادر شوهر در نواحی ساحلی دریای خزر شناخته شده است و در گیلان و مازندران روی ماسه‌های کنار جاده فراوان به چشم می‌خورد. این گیاه را اهالی ابتدا به عنوان حفاظ ثانوی دیوارهای کوتاه یا چپرها کاشته‌اند، ولی سازش گیاه با محیط سبب شده است تا به خوبی رشد و گسترش یابد و بخش نسبتا وسیعی را بپوشاند. گلهای زرد و طلایی این گیاهان در تابستان باز می‌شوند و خیلی زود به میوه تبدیل می‌شوند.

باغ كاكتوس ايـالــت مــاديــا پرادش هند كه‎‎ در منطقه سيلانا در مركـز هند با پنـج هـكتـار وسعـت که بــه حاكمان‎‎ پيشين ايالت سيلانا تعلق دارد ، از باغ هاي كم نظير جهان به شمار مي رود بـزرگتـريـن بـاغ كـاكتـوس قاره‎‎ آسيا است. كاشت درختان‎‎ ايـن بـاغ در سـال 1960 آغاز شد. در اين باغ 1200 گونه كاكتـوس وجـود دارد كه تنها 50 نوع آنها بومي هند هستند.

تکثیر کاکتوس‌ها

تکثیر کاکتوس ها به دو نوع جنسی و غیر جنسی تقسیم میشود. بعضی از کاکتوس‌ها نظیر مامیلاریا گل دهی منظم هر ساله دارند. بذر سیاه رنگ کوچک تولید می‌کنند. بعضی دیگر از کاکتوس‌ها نظیر زیئو کاکتوس که گل‌های بسیار کم دوامی دارند تولید بذر کمتری می‌کنند.

عموم کاکتوس‌ها بذرهای بسیار ریز با قوه نامیه نسبتاً کوتاه دارند. از نکات مهم در کشت بذری کاکتوس میتوان به قوه نامیه مناسب اشاره کرد، یعنی تعداد جوانه زنی گیاه در زمان معین به اندازه قابل قبول باشد و نحوه کشت طوری باشد که بذرهای ریز بتوانند جوانه بزنند. بنابراین کاکتوس‌ها را در سبدهای پلاستیکی کم عمق با یک خاک بسیار سبک (ترجیحا پیت ماس) کشت می‌کنند. آبیاری بسترهای کشت در پای گیاه انجام می‌گیرد، یا اینکه سبدها را در ظرف‌های آبی قرار داده که بتدریج آب را جذب می‌کند و گیاه و بذرها مرطوب شده و بعد جوانه می‌زنند. مثل هر گیاه دیگر بذرکاری باعث طولانی شدن زمان رشد و نمو و بلوغ گیاه می‌شود.

گلها نرماده ، منفرد و غالبا بسیار درشت هستند و چون در فصل مرطوب و هنگام بارندگی ظاهر می‌شوند، بنابراین هیچگونه اختصاصات بیابانی یا کویری در آنها دیده نمی‌شود و غالبا منظم و کامل هستند. تعداد قطعات گل مانند کاسبرگ‌ها ، گلبرگ‌ها و پرچم ها همیشه نامشخص و همه آنها در امتداد یک مارپیچ قرار دارند. پرچه ها 4 یا 5 عدد و در امتداد استقرار مارپیچی سایر قطعات گل قرار دارند و علاوه بر پیوستگی با این قطعات با یکدیگر نیز متحد می‌شوند.

بنابراین تخمدانی زیرین غیرآزاد و متصل را بوجود می‌آورند که سایر قطعات گل در بالای آن قرار دارند. برچه‌ها باز هستند ولی لبه آنها بر هم متصل شده تخمدانی تک‌خانه با تمکن کناری را تشکیل می‌دهند. تخمکهای فراوان ، واژگون ، آویخته و بطور معلق در انتهای بند درازی قرار دارند که هنگام رسیدن غالبا منشعب شده و گسترش می‌یابند. خامه آزاد و میوه به صورت سته‌ای آبدار و گوشتی است.

 

نكات مهم و قابل توجه در کاکتوس ها:

-  تركيب خاکي كاكتوس‌ها، بايد شني رسي و درصد بيشتري از شن يا سنگريزه باشد.

کاکتوس‌ها آبياري منظم و با فواصل بيش از گياهان معمول نياز دارند و بسته به سرعت رشد و فصل، تعداد و فواصل آبياري تنظيم مي‌شود.

-  کاکتوس‌ها در مناطق گرم و پر نور رشد مي‌کنند زيرا بومي آمريکاي لاتين هستند.

-  كاكتوس‌ها به نور زيادي احتياج دارند و در محيط‌هاي كم نور معمولا رشد علفي مي‌كنند و منظره ظاهري آن‌ها از حالت کاکتوس بودن خارج مي‌شود.

-  بذرها قوه ناميه مناسبي داشته باشند (يعني تعداد جوانه زني گياه در زمان معين به اندازه قابل قبول باشد)

-  نحوه کشت طوري باشد که بذرهاي ريز بتوانند جوانه بزنند.

-  کاکتوس‌ها را در سبدهاي پلاستيکي کم عمق با يک خاک بسيار سبک (ترجيحا پيت ماس) کشت مي‌کنند.

-  آبياري بسترهاي کشت در پاي گياه انجام مي‌گيرد، يا اينکه سبدها را در ظرف‌هاي آبي قرار داده که بتدريج آب را جذب مي‌کند و گياه و بذرها مرطوب شده و بعد جوانه مي‌زنند. مثل هر گياه ديگر بذركاري باعث طولاني شدن زمان رشد و نمو و بلوغ گياه مي‌شود.

-  آبیاری آن نسبت به دیگر گیاهان منظم و با فاصله است و بسته به سرعت رشد، فصل، تعداد و فواصل آبیاری تنظیم می شود.

-  کاکتوس ها در مناطق گرم و پرنور رشد می کنند زیرا بومی آمریکای لاتین هستند و به نور زیادی احتیاج دارند.

-  هرچند كاكتوسها در تمام مدت سال در گل فروشيها، فروشگاههاي لوازم خانگي و حتي سوپرماركتها به فروش ميرسند، اما بهترين فصل تهيه آنها تابستان است.

-  در ابتدا، گلداني براي كاكتوس انتخاب كنيد. معمولا زماني كه كاكتوسي را ميخريد، مدت زيادي از رشد آن در گلدان فعلي گذشته است و به احتمال زياد به يك تغيير گلدان نياز دارد. گلداني را انتخاب كنيد كه تنها اندكي از گلدان فعلي بزرگتر باشد زيرا فضاي بيش از حد به آبياري بيش از اندازه منجر ميشود. در ضمن توجه كنيد كه ته گلدان سوراخهايي براي خروج آب اضافه موجود باشد، زيرا بدون وجود آنها، كاكتوس پوسيده و خواهد مرد.

-  خاك كاكتوس، كالاي بعدي سبد شماست. بهترين نوع خاك كاكتوس، اصلا براي اين گياه تهيه ميشود و در اكثر فروشگاههاي لوازم خانگي و باغباني و گل فروشي موجود است. اگر موفق به تهيه اين خاك نشديد، ميتوانيد با مخلوط كردن يك قسمت خاك گلدان با يك قسمت ماسه و كمي شن براي عبور راحت تر آب، خاك مناسبي تهيه كنيد.

-  برای تعويض گلدان در كاكتوس عمودي اگر امكان دارد، هنگام تعويض گلدان بهتر است گلدان قبلي را بشكنيد و گياه را از آن خارج نماييد. زيرا خارج كردن كاکتوس با بيلچه موجب زخمي شدن ريشه ميشود. مقداري خاك كاكتوس تازه در ته گلدان ريخته و كاكتوس را روي آن قرار دهيد و اطراف آن را با خاك بيشتر پر كنيد.

-  در كاكتوس عمودي اين كاكتوس تا يك هفته پس از تعويض گلدان نبايد در معرض نور شديد آفتاب قرار بگيرد و آبياري آن نيز بايد به اندازه باشد تا بتواند به محيط جديد خو بگيرد. پس از اين جابجايي، كاكتوس تنها در صورتي به گلدان ديگر منتقل ميشود كه اين تعويض كاملا ضروري باشد.

-  در كاكتوس عمودي پس از تعويض گلدان، مراقبت از كاكتوس ساده ترين كار ممكن است، تنها مورد بسيار مهم اين است كه بدانيد كاكتوس دو فصل دارد، فصل رشد فعال كه در طي بهار و تابستان رخ ميدهد و فصل استراحت كه در پاييز و زمستان است، زماني كه كاكتوسها به خواب زمستاني فرو ميرند.

-  برای آبياري كاكتوس گرد در طي فصل رشد فعال كاكتوس بايد بيش از دوران استراحت آبياري شود. برنامه خاص و تعريف شده اي براي آبياري كاكتوس وجود ندارد و برنامه آن به گلدان، خاك، آب و هوا و عوامل مشابه بستگي دارد.

-  در كاكتوس گرد بهترين روش براي تعيين مقدار آب مورد نياز كاكتوس، اين است كه گياه را مدتي با دقت زيرنظر بگيريد. هنگام آبياري سعي كنيد تمام سطح خاك خيس نشود و مراقب خروج آب نيز باشيد. دور بعدي ابياري بايد در زماني باشد كه خاك كاكتوس كاملا خشك شده باشد. ساده ترين روش حصول اطمينان از خشكي خاك اين است كه يك خلال دندان را با احتياط در خاك فرو كنيد، اگر خلال دندان نمناك شد، باز هم يكي دو روز صبر كنيد. گياه در فصل استراحت خود تنها چند هفته يكبار به آبياري نياز دارد.

-  كاكتوس در طي پاييز و زمستان تنها هر دو تا سه ماه يك مرتبه به كود احتياج دارد. يك كود كم ازت براي كاكتوس مناسب است. كودهايي كه به تدريج در خاك آزاد ميشوند نيز براي كاكتوس مناسب هستند، اما اين كودها تنها يك مرتبه در بهار به خاك افزوده ميشوند.

-  كاكتوس به نور فراوان نياز دارند و قرار دادن آنها در داخل اتاق و پشت پنجره هاي جنوبي بسيار مناسب است. در صورت ناكافي بودن نور طبيعي، نور مصنوعي نيز ميتواند به عنوان مكمل، به كار رود.

-  كاكتوسها ميتوانند در فصل رشد خود دماي 32 تا 38 درجه را تحمل كنند و بهترين دما در فصل استراحت آنها، 7 تا 12 درجه سانتيگراد است. اين دمايي است كه كاكتوس در محل طبيعي زندگي با آن روبرو ميشود. هواي سرد در فصل استراحت، ميتواند به گل دهي گياه در فصل رشد منجر شود.

-  بزرگترين مشكل براي صاحبان كاكتوس، آبياري بيش از حد است. اما اين مشكل تنها با كمي دقت قابل حل است. آبياري بيش از حد موجب پوسيدگي ساقه و ريشه گياه ميشود و متاسفانه هنگامي كه ريشه كاكتوس بپوسد يا حتي پوسيدگي در آن آغاز شود، ديگر نميتوان گياه را نجات داد.

-  آفتهاي كاكتوس به نسبه معدود هستند، اما هنگام خريد كاكتوس توجه كنيد كه حشره اي مشكوك روي آن لانه نكرده باشد. در صورتي كه آفات كاكتوس به سراغ گياه شما آمدند، با اندكي حشره كش ميتوانيد آنها را از بين ببريد.

-  فقط فراموش نكنيد: كاكتوس را به اندازه آب دهيد!

-  گلدان مناسب براي كاكتوس عمودي ، ظرفي است كه دهانه آن به اندازه نصف قد گياه باشد و بهتر است به جاي عريض بودن، عميق باشد.

-  كاكتوس گرد: گلدان مناسب اين كاكتوس تنها بايد 4 تا 5 سانتيمتر عريضتر از كاكتوس باشد.

-  براي جلوگيري از زخمي شدن دست، كاكتوس را با يك ورق روزنامه كه چندلا تا زده ايد جابجا كرده و براي ريختن خاك در گلدان نيز از يك برگ كاغذ تا شده استفاده كنيد.


ادامه مطلب

+نوشته شده در 88/06/23ساعت16:38توسط رضا | |

گفتی نفرین میکنی؟

گفتم نه....فقط از خدا میخواهم که هیچکس اندازه من دوست نداشته باشه..

هنوزم از خدا میخواهم که هیچکس اندازه من دوست نداشته باشه.....

+نوشته شده در 88/06/21ساعت17:3توسط رضا | |

ای ساربان آهسته رو، کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود

من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور ازو
گویی که نیشی دور ازو، در استخوانم میرود

گفتم به نیرنگ و فسون، پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون، بر آستانم می رود

محمل بدار ای ساروان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود

او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود

برگشت یار سرکشم، بگذشت عیش ناخوشم
چون مجمری پر آتشم، کز سر دخانم می رود

با آنهمه بیداد او، وین عهد بی بنیاد او
در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم می رود

باز آی و بر چشم نشین، ای دلستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم می رود

شب تا سحر می نغنوم، واندرز کس می نشنوم
وین ره نه قاصد می روم، کز کف عنانم می رود

گفتم بگریم تا ابل، چون خر فرماند در گل
وین نیز نتوانم که دل، با کاروانم می رود

صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من
گرچه نباشد کار کم، هر کار از آنم می رود

در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود


سعدی فغان از دست ما، لایق نبودی ای بی وفا
طاقت نمی آرم جفا، کار از فغانم می رود

+نوشته شده در 88/06/18ساعت0:12توسط رضا | |

 

همه در دايره ي دوست گرفتار شدند / بي نوا دل که در اين دايره پرگار نشد ،

عاشقان سايه گريز و سايه ي يار شدند / يار از خون دل عشق خبردار نشد ،

چشم ها مست ز هوشياري و در خواب شدند / خواب از ياد رخ دوست بيدار نشد . . .

+نوشته شده در 88/06/13ساعت22:17توسط رضا | |

 

حلول ماه مبارک رمضان ماه بندگی و عبادت مبارک

+نوشته شده در 88/06/01ساعت18:8توسط رضا | |

 

"حرف اول "

امشب تمام واژه های زندگی ام را آتش زدی ، سوزاندی ،

به سیا هی نشاندی .

امشب تمام عشق را خاکستر کردی ، دوست داشتن را ؛

ستاره ها ی امید را خاکستر کردی  .

 

             اینک در این انتها ی ناباوری از من  چیزی نمانده جز آوار آرزوها ،

 مرگ لحظه ها ...

               و خاموشی جان عاشقم .

****                       

آخر به کدامین گناه مرا اینگونه محکوم کردی ؟!!

                                                    مرا که جز آسودگی خاطرت چیزی

نخواستم .

 

به کدامین گناه نا کرده زندگی ام را به نقطه پایان رساندی ؟!!

                                                                 به آغاز تباهی

؟!!!

****

کاش می شد

               این بی رحمی هایت کابوس باشد ...اما

                                                       اما نه کابوس نیست .

****

 

حال تو هم محکومی

محکومی تا ببینی فنا شدن مرا ...

فدا شدن طلای جوانی ام را

زوال انسانیت ام را   ...

 

محکومی به تنهایی ...به تماشای بی نوایی من

در این دادگاه هم مجرم هم بی گناه هر دو بازنده شدند

هر دو خالی از عشق شدند ...    

-----------------------------

"حرف آخر "

خدایا می خواهم تمام این صفحات را از جمال بی مانندت

 منور کنم .

می خواهم بت های دلم را با آمدنت به زمین بزنم ،نابود کنم

و گرد محبت را بر حرم مرده ی دلم بپاشانم .

تا سبز شود

          از روح تو ...

تا بشکفم

                     در هر لحظه ی حضورت...

و از تو دوباره

                شروع شوم ،

و دوباره به تو    

              باز گردم... با اشتیاق      

 

پس یاری نما ای که بر هر کاری قادری

+نوشته شده در 88/06/01ساعت18:0توسط رضا | |

 

خیلی تنهام !

+نوشته شده در 88/06/01ساعت17:31توسط رضا | |

از غم عشق چه می باید کرد.به دمی دیداری می توان رازی شد.به تمنای نگاهی،می توان تشنه جانبازی شد. می توان دل خوش کرد به کلامی که شنید.از دو خط نامه سرد می توان داغ شد و شعله کشید. از جهنم گذری کرد و گذشت .به گذرگاه رسید ، به گذرگاه تباهی،به جنون. واز عطش فریاد زد،فریاد زد.

+نوشته شده در 88/05/29ساعت12:56توسط رضا | |

روز پدر مبارک باد.

+نوشته شده در 88/04/15ساعت15:53توسط رضا | |

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من

من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مي ارزيد

من خودم بودم دستي كه صداقت مي كاشت گر چه در حسرت گندم پوسيد

من خودم بودم هر پنجره اي كه به سرسبزترين نقطه بودن وا بود

و خدا مي داند بي كسي از ته دلبستگيم پيدا بود

من نه عاشق بودم و نه دلداده به گيسوي بلند و نه آلوده به افكار پليد

من به دنبال نگاهي بودم كه مرا از پس ديوانگيم مي فهميد......

+نوشته شده در 88/03/04ساعت12:6توسط پیمان | |